محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
351
خلاصة الحكمة ( فارسى )
از اين نقطه ، مانند حبابى برآمده بر مجموع آن نقط محتوى مىگردد ؛ جهت محافظت حرارت غريزى و صيانت اعضاء كما ينبغى . و نقطهء قلب در وسط آن است و در آن روح حيوانى و نفسانى و طبيعى - كه با منى آمده است - مستقرّ و كامن . و مانند بذرى است كه در آن شاخ و گل و ثمر بالقوّة مندمج است . و از آن : ساقى به جانب يمين رفته كه دماغ باشد و نقطهء دماغ شده و روح نفسانى به آن تعلّق و اختصاص دارد ، و ساقى به جانب يسار كه كبد باشد و روح طبيعى به او نيز مختصّ و متميز شده . بدان كه بنا بر اصحّ اقوال اين بود كه ذكر يافت كه هر چهار نقطه دفعتا تكوّن مىيابند و متميز مىگردند . و به قول : اوّل ، نقطهء قلب و بعد ، دماغ و كبد قرار مىيابند . و به قول « ابقراط » : اوّل دماغ متكون مىگردد و هر دو چشم ؛ به حسب چيزى كه مشاهده مىگردد از بچّه مرغ كه از تخم برمىآيد ، و ليكن « قلب از جمله اعضايى كه اوّل تكون مىيابد در هر چيز » ظاهر نيست . و بعضى گفتهاند كه : اوّل كبد تكوّن مىيابد ؛ جهت آن كه قوام بدن و فعل آن تمامى وابسته به تغذيه و تنميه است . و اين امر ، متعلّق به كبد است . و اين قول ضعيف است ؛ زيرا كه مقدّم بر كلّ ، حيات و لازم آن كه حرارت غريزى است مىباشد و حسّ و حركت نيز [ مقدم بر ] فعل تغذيه و تنميه [ است ؛ زيرا ] كه بدون حرارت و حسّ و حركت ، متمشّى نمىگردد ؛ پس چگونه متصوّر مىگردد ؟ ! و اللّه اعلم بحقايق الامور . و آن غليان و زبديت حاصل از تحريك قوّهء مصوّرهء موجوده در مَنيين ، در هفت روز به اتمام مىرسد . و اين را « احالهء اولى » و نطفه مىنامند . بعد از آن ، قوّه مصوّره در آن تصرّف مىنمايد و امتيازى در اجزاء آن مىدهد . و علامت آن ، آن است كه نقطههاى سرخ در آن ظاهر مىگردد و منافذ عروق و فوهات آن مبين مىگردد كه خون طمث از طريق ناف جريان يافته به واسطهء آنها به جگر طفل مىرسد . و اين را « احالهء ثانيه » نامند و در چهار روز به اتمام مىرسد . و اين ، به منزلهء نقطه چينى مصوّر و خطهاى باريك بين نقاط كشيدن و هيأت اجمالى اعضاء را نمودن است .